تأثیربرخورداری از ارزش های انسانی در زندگی من

13-8 زینب سادات تقوی

چکیده

از خدواند بزرگ تشکر می کنم که به واسطه ی وجود افرادی که مظهر عشق و خدمت هستند ، من را در مسیر تلاش برای پرورش ارزش های انسانی قرار داد . من هر روز خدا را بابت وجود این اساتید عزیز در زندگی ام شکر ، و برای همه، بودن در کنار این اساتید بزرگ را آرزو می کنم . امیدوارم خداوند لطف کند و ما هر روز بیشتر و بیشتر به این الگو های کامل شبیه شویم.

شرح مطالب

برای من نمره دادن به فضایل کار سختی بود چون اگر مثلا برای صبر به خودم نمره ی ۶ می دادم، نمی توانستم مطمئن باشم که همواره به این اندازه می توانم صبور باشم یا خیر . اما همین نگاه کردن به عناوین و یا شنیدن در موردشان در جلسات باعث می شد در ذهنم حضور داشته باشند و مراقبشان باشم . مثلا وقتی نگران چیزی می شدم به خودم می گفتم “زینب باید روی توکل تمرکز کنی” یا اگر به چیزی خارج از کنترلم فکر می کردم به خودم می گفتم “سعی کن صبر کردن را تمرین کنی” و اگر چند روز این مسئله تکرار می شد و نمراتم افت می کردند، بیشتر روی آن تمرکز می کردم .

فکر می کنم فرضیه ی دانشگاه زندگی، من را به دیدگاه جدیدی برد که در آن خداوند لطف می کند ، با عشق محیط را برای یادگیری فراهم می کند ، ما به اندازه ی وسعمان یاد می گیریم و تلاش می کنیم ارزش ها را در خود پرورش دهیم و خداوند را شکر کرده و سعی می کنیم خدمت بی ریا داشته باشیم . این دیدگاه باعث شد من به یادگیری در زندگی مشتاق باشم و اطرافیانم را لطف خداوند ببینم، فکر می کنم به نسبت گذشته سعی می کنم در برخورد با اطرافیانم صبورتر و شکرگزارتر باشم و اگر چیزی من را ناراحت می کند به خودم رجوع کنم و بگویم “این یک فرصت برای یادگیری است و سعی کن ببینی چه چیزی می توانی یادبگیری” البته گاهی از کنترلم خارج می شود مدت بیشتری زمان می برد که این ناراحتی به شوق یادگیری تبدیل شود اما تلاش می کنم این روند بهبود پیدا کند .

تجربه ی من خیلی کمتر از آن است که بخواهم توصیه کنم ، اما چند روز پیش بخشی از سریالی را اتفاقی دیدم که دیالوگی از آن خیلی به چیزی که در هر شرایطی به من کمک می کند نزدیک بود ، در بخشی از سریال امام علی (ع) ، مالک اشتر می گفت “بر مدار علی و فاطمه بچرخید و نپرسید کی و کجا”. برای من واقعا همین که تلاش کنم خودم را در مدار وجود استاد حفظ کنم خیلی کمک کننده است و باعث می شود خیلی احساس خوبی داشته باشم چون در هر شرایطی من معیار درستی دارم که می توانم از خود بپرسم اگر استاد بود چه می کرد ، یا اگر نتوانم درست تشخیص بدهم ، از ایشان می پرسم و جای هیچ نگرانی برای هیچ چیزی نیست و فقط باید تلاش کنم تا به لطف خدا خودم را در این مسیر نگه دارم و خارج نشوم . به نظرم این دیالوگ فیلم ، این احساس دلگرم بودن را به من یادآوری می کرد.