تأثیربرخورداری از ارزش های انسانی در زندگی من

13-5 سمیرا بیگی

چکیده

شادی اصلی ترین موضوع بشریت در عصر حاضر است. همۀ انسان ها آگاهانه یا ناآگاهانه در پی کسب شادی هستند. اما قاطبۀ انسان ها بر این باورند که ثروت، قدرت و شهرت باعث شادی می شود [1]. نویسندۀ این مقاله با تجربه ای که در پرورش فضائل اخلاقی داشته است به این باور رسیده است که شادی امری درونی است و فارغ از شرایط پیرامون است.

مقدمه

خاطرم هست در دوران نوجوانی و ابتدای جوانی احساساتی نظیر اضطراب، آشفتگی، تنفر، ناامیدی، خشم و عصبانیت، عدم موفقیت و پیشرفت در کارها و ... را بسیار تجربه کرده ام. تجربۀ این احساسات و کنجکاوی نسبت به هویت انسانی ام مرا بر آن داشت تا به مطالعه روی آورم و از طریق مطالعه، به شخصیت والای حضرت علی (ع) علاقه مند شدم. پس از مدتی این سوال در ذهنم شکل گرفت که اگر حضرت علی (ع) در دنیای امروز زندگی می کردند و با چالشهای عصر حاضر روبرو می شدند، چطور زندگی می کردند.

در سال 1391 به واسطۀ جناب آقای دکتر حقیقت افتخار آشنایی با دو شخصیت بسیار تأثیرگذار در زندگی ام جناب آقای دکتر بهادری نژاد و سرکار خانم مهندس شیرازی را پیدا کردم. شرکت در جلسات عرفان و اخلاق جناب آقای دکتر بهادری نژاد نقطۀ شروع تغییرات در زندگی من بود.

پرورش فضائل اخلاقی و زدودن رذائل اخلاقی

در ماه های ابتداییِ شرکت در جلسات به لطف سرکار خانم مهندس شیرازی ارتباط با یک استاد معنوی [2] را آموختم. بهره مندی از این فضیلت بسیاری از التهاب های درونی و بیرونی زندگیِ من را آرام کرد. ارتباط با هر استاد معنوی مانند ورود به یک دژ محکم است که انسان را از آشفتگی های دنیای مادی در امان می دارد.

همزمان با یادگیری ارتباط، با مطالعۀ کتاب دانشگاه زندگی با فرضیۀ دانشگاه زندگی آشنا شدم و این کتاب تأثیر به سزایی در تغییر نظام باورهای من داشت. با مطالعۀ دو کتاب دانشگاه زندگی و شادی و زندگی به این باور رسیده ام که زندگی در روی کرۀ زمین مانند تحصیل در یک دانشگاه است [3] و هدف از تحصیل رسیدن به شادی عمیق از طریق رشد فضایل اخلاقی و زدودن رذائل اخلاقی است و راه دستیابی به شادی بلند مدت، خدمت بی ریا همراه با عشق ورزیِ بی توقع و پرهیزکاری کامل است [3] و به قول حافظ:

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
حافظ

زیباترین لحظات زندگی من از ابتدای تولد تا کنون لحظاتی بوده است که در محضر استاد عزیزم دکتر مهدی بهادری نژاد بوده ام. محبتی که در محضر ایشان در جلسات دریافت می کردم باعث ایجاد فضیلت بسیار کلیدی عشق [2] در من بود و دوست داشتن ایشان سبب شد تا بخواهم شبیه ایشان باشم و این امر موجب ایجاد تغییرات بنیادینی در زندگی من شد.

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی
حافظ

همت [2] یکی از ارزش های اخلاقی بسیار مهمی بود که به واسطۀ حضور در محضر ایشان در من نهادینه شد. فرصت مشاهدۀ همت ایشان در زندگی روزمره شان و دقتی که در امور مختلف از جمله تألیفاتشان داشتند حاوی درس های بسیار آموزنده ای برای من بود. همچنین در این زمینه فرصت بسیار مناسبی فراهم بود تا از رهنمودهای ایشان در جهت افزایش همت بهره ببرم که در نهایت این فرآیند منجر به موفقیت در شغلم شد.

یکی از شاه کلیدهای تغییر، یادگیری بخشش و گذشت [2] از خانم مهندس شیرازی بود. شیوۀ بخشیدن برای من به این صورت بود که همواره چالش ها و مسائلی که با آنها روبرو بودم را برای خانم مهندس شیرازی بازگو می کردم و ایشان با مهر همیشگی شان بخشیدنی های مرتبط با آن مسئله را پیدا می کردند. بسیار شگفت انگیز بود که گذشت کردن از افرادی که در گذشته از آن ها دلخور بودم مسائل و مشکلات آن مقطع از زندگی ام را حل می کرد. این نکته بسیار امیدبخش است زیرا دلیل بسیاری از ناامیدی ها در انسان این است که برای مسائل و مشکلات راه حل پیدا نمی کند. با مداومت بر بخشش، خودم را بیشتر شناختم و این موجب می شد تا درک بهتری از افراد دیگر (به ویژه شاگردانم) به دست آورم. در اثر بخشش توانستم ارتباط موثرتری با افرادی که در پیرامونم بودند از جمله اعضاء خانواده ام، شاگردانم و دوستانم داشته باشم. بخشش به من کمک می کرد که بتوانم آن ها را درک کنم و همانطور که هستند بپذیرم و به آن ها بی توقع عشق بورزم.

در اثر زدودن رذیلۀ وابستگی فرصت آن را یافتم که بی نیازتر، رهاتر، بی توقعتر از قبل اطرافیانم را دوست بدارم و به آنها خدمت کنم.

نتیجه گیری

پس از گذشت یک دهه در مسیر پرورش ارزشهای انسانی و زدودن رذائل اخلاقی، بسیاری از احساسات نظیر اضطراب، آشفتگی، تنفر، ناامیدی، خشم و عصبانیت و ... در من نزدیک به صفر شده اند و در مقابل احساس آرامش و شادی افزایش چشمگیری داشته است.

یکی از دستاوردهای بسیار مهم رهایی نسبی از رذائل و پرورش نسبی فضائل اخلاقی در من آن بود که در برخورد با چالش های زندگی در مقایسه با گذشته بسیار قوی تر، باثبات تر، محکم تر، صبورتر و بجاتر عمل می کنم و زندگی نسبت به قبل برایم بسیار آسانتر شده است.

نویسندۀ این مقاله به این باور رسیده است که شادی امری کاملاً درونی است و فارغ از مشکلات بیرونی است. مثالی از این فرضیه حضرت زینب (س) است که پس از واقعۀ عاشورا در توصیف تجربۀ این واقعه فرمودند: «جز زیبایی چیزی ندیدم». همچنین مولانا شاعر و عارف گرانقدر ایرانی در عصری می زیسته است که به گواه بسیاری از تاریخ نگاران یکی از دشوارترین اعصار تاریخ ایران و همزمان با حملۀ مغول بوده است. اما آثار این شاعر بزرگ گواه آن است که این انسان وارسته به عمقی از شادی، حکمت و خرد دست یافته است که هنوز بعد از سال ها آثارش مورد توجه و استفادۀ بسیاری است.

رشد فضائل اخلاقی و زدودن رذائل اخلاقی موهبتی است از جانب خداوند و امری بطئی است اما تلاش برای این مهم بسیار ارزنده است و اثرات شگرفی بر زندگی انسان می گذارد.

همتم بدرقۀ راه کن ای طائر قدس
که دراز است رهِ مقصد و من نوسفرم
حافظ
منابع[1] مهدی بهادری نژاد، کتاب شادی و زندگی، 1385 ،انتشارات مدیسه. تهران.[2] جدول فضائل اخلاقی، https://www.shadikadeh.com/fazayel.[3] مهدی بهادری نژاد، کتاب دانشگاه زندگی،1393 ،انتشارات یزدا، تهران.